برسد به دست دنیا

خرید بک لینک
وقتی می بینم کسی از عشق می گوید، یا میان تنگنای پسلرزه های تجربه ای به عشق آلوده، چرخ می زند...
نگاه که می کنم این رقصیدن را و بی خود شدن از انتخاب و مراعاتِ تکراری شدن، در امتداد این آلایشگری، که عشق می نامیم...
وقتی هزار بار دوره کردنِ راه های با او رفته کارگر نیست، وقتی حتی خودم نام این آشفتگی را نمی دانم و نام قابلی که شرح حال باشد و بشود هم یافتم نمی شود...
وقتی که دنیا از نگاه ما جاریست و مبتلا به این آشفتگی در ماتِ تیله ای به غاغی نشسته است...
همتی کو! جانی کو! باعثی کو تا دوباره شبیه جوانه ای از پس زمهریر سبز شدن.
کجاست بوی آن مطبخ، به مشامِ سنگ به شکم بسته!
کو نورِ آن فانوس، به چشم ناخدایِ به طوفان نشسته! از عشق که حرف می شنوم، از عشق که حرف میزنم، از عشق که سراغ می بینم، به دندان قروچه میافتد قلبم...
این بی نامِ بی نشان، این تیرِ بی کمان، این در خانه و بی مکان، این حزنِ شادمان، این نقطه و جهان...
برسد به دست دنیا
دوم مهرباران
+ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر ۱۳۹۶ساعت ۲:۶ ق.ظ توسط حسین عطری |
از دوست به یاد دوست خرسند...

ما را در سایت از دوست به یاد دوست خرسند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 6:48

صفحه بندی